برای صدای مشکوکی که یک سال از خاموشی‌اش گذشت…

سوم آذرماه ۱۳۸۷ احمد آقالو، بازیگر تئاتر،‌ سینما و تلویزیون و هم‌چنین دوبلور و گوینده‌ی پیشکسوت رادیو از میان‌مان رفت. احمد آقالو را همه به خاطر صدای منحصر به فردش به‌یاددارند. صدایی که جنس ویژه‌اش نوعی دلهره و شک را در دل شنونده می‌انداخت. هرچند بازی‌های خوب او را نباید از یادبرد. احمد آقالو را… ادامه خواندن برای صدای مشکوکی که یک سال از خاموشی‌اش گذشت…

چرخ روزگار و روزهایی سرشار از خاطره

این نوشته مربوط به ۲۷ ابان است. یک سال پیش. دقیقا یک سال پیش در چنین روزهایی سخت درگیر پایان‌نامه‌ام بودم. روزها آمدند و رفتند تا سرانجام توانستم مجموعه ای را تحت عنوان «خانه‌ای برای فرهنگ ایران» برای دفاع روانه‌ی جلسه کنم. چیزی نزدیک به ۳ سال از بهترین روزهای عمرم را برای آن گذاشتم.… ادامه خواندن چرخ روزگار و روزهایی سرشار از خاطره

فصل در خاک‌ خفتن فیروزه / گزارشی از خاکسپاری زنده‌یاد پرویز مشکاتیان

* این نوشته در رادیوزمانه و روزآنلاین مریزید بر گورِ من جز شراب میارید در بزم من جز رباب به‌راستی که دیروز چنین بود. دست مریزاد ای مردم! مردمی که دیروز پرویز مشکاتیان را با دل‌هاشان بدرقه‌کردند. مردمی که دیروز از هر سن و جنس و طبقه و سطحی، مردانه پیکر فرزندشان را باز به… ادامه خواندن فصل در خاک‌ خفتن فیروزه / گزارشی از خاکسپاری زنده‌یاد پرویز مشکاتیان

آرامگاه زنده‌یاد پرویز مشکاتیان

 امروز پرویز مشکاتیان عزیز در میان اشک و آه خانواده‌ی داغدار، دوستان و مردم در خاک آرمید. این اولین عکس از آرامگاه اوست که ظهر امروز گرفته‌شده‌است. خدای‌اش رحمت کناد و در کنار مهربانی‌آش در آغوش کشاد… زیبا بود حضور مردم و دل‌گرم‌کننده. تعارف نیست. شوکه بودم از این حضور. مردم هیچ‌گاه هنرمندان‌شان را از… ادامه خواندن آرامگاه زنده‌یاد پرویز مشکاتیان

برای پاییز که بی‌خبر نمی‌آید …

۱ـ نیمی از سال را پشت سرگذاشتیم. این‌که چگونه بود گمان نمی‌کنم بر کسی پوشیده باشد. باری از این گذران سریع روزگار سخت گله دارم. ۲ـ پاییز را دوست‌دارم به خاطر همه چیزش. رنگ‌های‌اش، روزهای سردش و شب‌های طولانی‌اش. به ‌خاطر مهر و به خاطر مدرسه. ۳ـ پس از ۲۲ سال این اولین مهری است… ادامه خواندن برای پاییز که بی‌خبر نمی‌آید …

برای نابغه‌ای که به خزان رسید …

۱ـ پرویز مشکاتیان نابغه‌بود. در این که هیچ شکی نیست. او نیز مانند بسیاری از نابغگان توان پذیرش فرسودن را نداشت و در اوج رفت. چند وقتی بود که می‌خواستیم به خبرهای خوش حضور دوباره‌ی او عادت کنیم. پس از اوج سال‌های همکاری با محمدرضا شجریان، نبود او در مقطعی در فضای موسیقی ایران حس… ادامه خواندن برای نابغه‌ای که به خزان رسید …

عمو خسرو! باورکنم یک‌سال است که رفته‌ای …

هنوز یاد آن بامداد لعنتی هستم، زمزمه‌ها را نمی‌خواستم باورکنم. پیام‌ها را هم. اما تو رفته‌بودی. بخواهیم یا نخواهیم. می‌گن خاک سرده و فراموشی می‌آره، مگه می‌شه آخه تو رو فراموش‌کرد. تو یکی از اندک بازیگرانی بودی که علاوه بر چهره‌ات، صدای‌ات هم در ذهن‌مان مانده، حالا گیرم که دیگه بازی نمی‌کنم، یعنی کارگردانی نمی‌تونه… ادامه خواندن عمو خسرو! باورکنم یک‌سال است که رفته‌ای …

پروین سلیمانی درگذشت و به فرزندش پیوست.

زمستان پارسال که رفتم قطعه‌ی هنرمندان، مزار حسین فرهادپور، نوازنده‌ی فقید قیچک و رهبر گروه صبا توجه مرا جلب‌کرد. عامل تعجب هم چیزی نبود جز آرزوی پروین سلیمانی، مادر حسین فرهادپور، که آرزوی رسیدن هر چه زودتر به فرزند را داشت. امشب شنیدم که متاسفانه پروین سلیمانی درگذشته و به وصال فرزند رسیده است. یاد… ادامه خواندن پروین سلیمانی درگذشت و به فرزندش پیوست.

یادی از دو هنرمند …

یک‌سال پیش، در چهاردهم اردی‌بهشت، اسماعیل داورفر، بازیگر قدیمی سینما و تئاتر درگذشت وی متولد ۱۳۱۱بود و خاطره‌ی بازی وی در سریال دایی جان ناپلئون در نقش دوستعلی و نیز سریال آقای دلار و این اواخر آژانس دوستی در ذهن‌ها باقی مانده‌است. امروز سال‌گرد درگذشت اوست. زمستان پارسال رفتم قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرا، این عکس… ادامه خواندن یادی از دو هنرمند …

نام‌دارانِ درگذشته به سال ۱۳۸۷

سال ۱۳۸۷ نیز چون دیگر سال‌ها، در حالی به آخر می‌رسد که بسیاری از همراهان‌اش ر ادر میانه‌ی راه جاگذاشت. در این واپسین روزهای سال و مانند سال پیش، این فهرست، نام‌دارانی هستند که دیگر در میان‌مان نبوده، تنها آثار و یادشان بر ذهن‌مان باقی خواهندماند. روان همه‌ی ایشان شاد: