باز مثلِ هر سال، درست مثلِ امروز که پشتِ هزار میز و سیاهیِ چهار خانه سرنوشتی بالا و پایین میشود، باز سان میبینم از بیجبرانترینِ نادانیها … رژهیِ حماقت که فریادِ هر فنگش سیلیِ دردآوریست که ممکنِ محال شده را از زیرِ خاطرهها بر فرقِ تو میکوبد… گیج میشوی و تلوتلو میخوری تا غرق شوی… ادامه خواندن ممکنِ محال شده
دسته: گاهنوشتهها
برایِ حسین
[برایِ حسین] ۱ غروبِ چهارشنبه ۱۸ اسفند ۴۸ خ (۷ صفر ۵۰ ق) زهر بر جانِ حسن نشسته و حسین در کناری. نگاهِ برادر به برادر؛ وفای به عهد را به یاد میآورد. چشمان حسن بسته میشود و دستان یارانش به سوی حسین دراز. /تصویر یکم: وفایِ به عهد/ ۲ شنبه ۴ اردیبهشت ۵۹خ (۱۵… ادامه خواندن برایِ حسین
ضریحهای حرم مطهر حضرت رضا (ع)
دربارهی ضریحهای حرم مطهر حضرت رضا (ع) نوشتههای جسته و گریختهای وجود دارد که بعضن دارای تضادهایی در روایت هم هستند. این نوشته خلاصهای از تاریخچه ضریحهای حضرت رضا (ع) از ابتدا تا الان است و سعی شده تا حد امکان روایتی موجز و صحیح به دست دهد. صفر/ میتوان تقریبن با اطمینان گفت تا قبل از… ادامه خواندن ضریحهای حرم مطهر حضرت رضا (ع)
نگارش اصلاحشده برنامهی صرف فعل فرانسه – Assistant de Conjuguer
تازهترین نگارش از فرهنگ صرف فعل فرانسه برای فرهنگ بابیلون آماده شده است که میتوانید از اینجا دریافت کنید. .Version la plus recent d’Assistant de Conjuguer est disponible maintenant, En cliquant d’ici
#1 سربازینوشت
{روز اول ملغمهای بود از دلتنگی و نگرانی و غربت و استرس و عصبانیت و ناراحتی و حقارت و… این حس رو احتمالن فقط یه بار میشه داشت} روز اولش و هفتهی اولش واقعن لعنتی بود. بعد کمکم عادت کردیم. به هم، به فضا. بعد یادگرفتیم چهجوری تحمل کنیم. یه جور احساس همدردی. همه مثل… ادامه خواندن #1 سربازینوشت
بازکردن یک گره و زدن صد تا گره
یه روزی، یه بلواری بود تو این شهر که رنگ قامتش، سپیدارهای کهنی بود که نیمی افراشته و خمیده، سایهبان سبز خیابان بودند. یه روزی از همون روزا که پونزده سال پیش باشه، یه عده تصمیم گرفتن رفت و اومد آدمایی که حدودن ۷۰۰ هزار نفر میشدن، تسهیل کنن. پرسیدن تسهیل چیه گفتن یعنی سهل… ادامه خواندن بازکردن یک گره و زدن صد تا گره
چرا جهان سومی هستیم؟
{هزینهای که تصادفات رانندگی سالانه به اقتصاد کشور تحمیل میکند بیش از ۴۳ هزار میلیارد تومان برآورد شده که معادل بیش از دو برابر کل بودجه عمرانی کشور است}
کتابهای دوستداشتنی سال 1389
خوابگرد عزیز، مانند سال گذشته، فراخوانی برای نظرسنجی میان وبلاگنویسان در خصوص انتخاب کتاب داستانی محبوب خود در سال ۸۹ انجامدادهاست. اینکه من وبلاگنویس هستم یا نه بماند که در این نظرسنجی شرکتمیکنم، اما سال گذشته شرایطی داشتم که کتابهای بسیاری خواندم. خوبی روزهای سربازی، بیکاریهای پیشبینینشدهای بود که مطالعه بهترین بهانه برای پرکردن این… ادامه خواندن کتابهای دوستداشتنی سال 1389
وطن, همین و تنها همین …
هر تلاشی باید که به نتیجهای منتهی بشه, حالا گاهی اون نتیجه ملموسه و قابل درک و دیدن و گاهی میشه یه حسه عمیق و بیپایان. چند سالی که برای پایاننامه وقت گذاشتم, آخرش به یه حسه عجیب از دلدادگی به وطن، فرهنگ, گذشته و حال و آیندهاش ختم شد. چنان سرشار بودم که روز… ادامه خواندن وطن, همین و تنها همین …
یک سال گذشت، یعنی دوازده ماه، دوازده ماه ناقابل
امروز سالگرد پایاننامه است. یک سال پیش در چنین روزی درسام تموم شد و امسال در حال خدمت سربازی. پایاننامه برای من روزهای خوب و دلچسبی بود، هرچند طولانیشدن و پیچخوردنهای پیاپیاش برخی اوقات حسابی حالم رو میگرفت. پایاننامه برای من نقطهی شروع یک علاقه بود، یک دغدغه و پاگذاشتن توی راهی که مختصات ذهنی… ادامه خواندن یک سال گذشت، یعنی دوازده ماه، دوازده ماه ناقابل