نام‌دارانِ درگذشته به سال 1390

سال 1390 سالی بود چون دیگر سال‌ها، سالی که در آن صداهایی خاموش شد، چشم‌هایی فروخفت، قلم‌هایی آویخته‌شد، دستانی از لرزیدن بازایستاد و خدا را چه دیدی، شاید سال زایش مادران ایران‌زمین بود تا جای بزرگان بی‌نیاز از این دنیا را پرکنند. این سال در حالی به آخر می‌رسد كه بسیاری از همراهان‌اش را در… ادامه خواندن نام‌دارانِ درگذشته به سال 1390

#1 سربازی‌نوشت

{روز اول ملغمه‌ای بود از دلتنگی و نگرانی و غربت و استرس و عصبانیت و ناراحتی و حقارت و… این حس رو احتمالن فقط یه بار می‌شه داشت} روز اولش و هفته‌ی اولش واقعن لعنتی بود. بعد کم‌کم عادت کردیم. به‌ هم، به فضا. بعد یادگرفتیم چه‌جوری تحمل کنیم. یه جور احساس هم‌دردی. همه مثل… ادامه خواندن #1 سربازی‌نوشت

بازکردن یک گره و زدن صد تا گره

یه روزی، یه بلواری بود تو این شهر که رنگ قامتش، سپیدارهای کهنی بود که نیمی افراشته و خمیده، سایه‌بان سبز خیابان بودند. یه روزی از همون روزا که پونزده سال پیش باشه، یه عده تصمیم گرفتن رفت و اومد آدمایی که حدودن ۷۰۰ هزار نفر می‌شدن، تسهیل کنن. پرسیدن تسهیل چیه گفتن یعنی سهل… ادامه خواندن بازکردن یک گره و زدن صد تا گره

چرا جهان سومی هستیم؟

{هزینه‌ای که تصادفات رانندگی سالانه به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند بیش از ۴۳ هزار میلیارد تومان برآورد شده که معادل بیش از دو‌ برابر کل بودجه عمرانی کشور است}

کتاب‌های دوست‌داشتنی سال 1389

خوابگرد عزیز، مانند سال گذشته، فراخوانی برای نظرسنجی میان وبلاگ‌نویسان در خصوص انتخاب کتاب داستانی محبوب خود در سال ۸۹ انجام‌داده‌است. این‌که من وبلاگ‌نویس هستم یا نه بماند که در این نظرسنجی شرکت‌می‌کنم، اما سال گذشته شرایطی داشتم که کتاب‌های بسیاری خواندم. خوبی روزهای سربازی، بیکاری‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای بود که مطالعه بهترین بهانه برای پرکردن این… ادامه خواندن کتاب‌های دوست‌داشتنی سال 1389

نام‌دارانِ درگذشته به سال 1389

بهار امسال درحالی آغازشد که سال 89 بسیاری از مسافران خود را جاگذاشت و به نوروز امسال نرساند. در میان خیل ازدست‌رفتگان این سال، چشم ما به چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذاری (اعم از ایرانی و غیرایرانی) می‌خورد، گروهی که نبود هر کدام‌شان مصیبتی سخت‌بوده است و برای بسیاری این فقدان باورناکردنی است، و گروهی دیگر که مرگ‌شان… ادامه خواندن نام‌دارانِ درگذشته به سال 1389

نام‌دارانِ درگذشته به سال 1388

سال ۱۳۸۸ سالی بود چون دیگر سال‌ها، سالی که در آن صداهایی خاموش شد، چشم‌هایی فروخفت، قلم‌هایی آویخته‌شد، دستانی از لرزیدن بازایستاد و خدا را چه دیدی، شاید سال زایش مادران ایران‌زمین بود تا جای بزرگان بی‌نیاز از این دنیا را پرکنند. این سال در حالی به آخر می‌رسد كه بسیاری از همراهان‌اش ر ادر… ادامه خواندن نام‌دارانِ درگذشته به سال 1388

بهمن جلالی درگذشت

بهمن جلالی، یکی از نام‌دارترین نام‌های تاریخ عکاسی‌مان امروز درگذشت. او که زاده‌ی سال ۱۳۲۳ در تهران بود، اگر چه علوم سیاسی را در دانشگاه خواند اما با آموختن تجربی عکاسی، در عمر ۴۰ ساله‌ی عکاسی خود، گامی بزرگ در ثبت لحظه‌های حساس تاریخ معاصر کشورمان برداشت. شرکت در بیش از ۵۰ نمایشگاه بین‌المللی  و… ادامه خواندن بهمن جلالی درگذشت

وطن, همین و تنها همین …

هر تلاشی باید که به نتیجه‌ای منتهی بشه, حالا گاهی اون نتیجه ملموسه و قابل درک و دیدن و گاهی می‌شه یه حسه عمیق و بی‌پایان. چند سالی که برای پایان‌نامه وقت گذاشتم, آخرش به یه حسه عجیب از دلدادگی به وطن، فرهنگ, گذشته و حال و آینده‌اش ختم شد. چنان سرشار بودم که روز… ادامه خواندن وطن, همین و تنها همین …

یک سال گذشت، یعنی دوازده ماه، دوازده ماه ناقابل

امروز سال‌گرد پایان‌نامه است. یک سال پیش در چنین روزی درس‌ام تموم شد و امسال در حال خدمت سربازی. پایان‌نامه برای من روزهای خوب و دلچسبی بود، هرچند طولانی‌شدن و پیچ‌خوردن‌های پیاپی‌اش برخی اوقات حسابی حالم رو می‌گرفت. پایان‌نامه برای من نقطه‌ی شروع یک علاقه بود، یک دغدغه و پاگذاشتن توی راهی که مختصات ذهنی… ادامه خواندن یک سال گذشت، یعنی دوازده ماه، دوازده ماه ناقابل